36. If I Become a Millionaire

36. If I Become a Millionaire

 

من و خانواده ام در لندن زندگی می کنیم. پدرم معلّم است امّا می خواهد میلیونر شود. بنابراین هر هفته بلیتِ بخت آزمایی می خرد و در این قرعه کشی شرکت می کند. او خیلی خوش بین است و فکر می کند حتماً برنده می شود. حدّاقلِ جایزۀ قرعه کشی معمولاً هشت میلیون پوند است.

 اگر جایزه را ببرد، می خواهد نصفِ آن را به من بدهد. چهار میلیون پوند برایِ من خیلی زیاد است و برنامه هایِ زیادی برایش دارم. اگر آن را به من بدهد، اوّل یک ماشین می خرم، زیرا سالِ آینده گواهینامۀ رانندگی می گیرم و می توانم رانندگی کنم. دوست دارم بعد از دبیرستان برایِ چند ماه با ماشین به همۀ کشورهایِ اروپا بروم و آنها را ببینم.

 بعد می خواهم در بهترین دانشگاهِ انگلیس رشتۀ دندان پزشکی بخوانم. بنابراین کمی پول برایِ تحصیلم نیاز دارم. اگر دندان پزشک بشوم می توانم دندانِ فامیل ها و دوستانم را رایگان درمان کنم، چون هزینۀ دندان پزشکی در انگلیس خیلی بالاست.

  می خواهم یک خانۀ سالمندان هم درست کنم، زیرا دوست دارم به افرادِ پیر و مسن کمک کنم. دوست دارم پدربزرگ و مادربزرگم را از ایران بیاورم تا در کنارِ ما باشند. همچنین وقتی پدر و مادرم پیر شوند می توانم از آنها در خانۀ سالمندانِ خودم نگهداری کنم.

My family and I live in London. My father is a teacher, but he wants to become a millionaire. Because of this, he buys a lottery ticket each week, and takes part in this draw. He is very optimistic, and thinks that he will definitely be the winner. The raffle prize is usually at least eight million pounds.

If he were to win the prize, he wants to give half of it to me. Four million pounds is a lot for me and I have lots of plans for it. If he gives it to me, I will first buy a car, because next year I am getting my driving licence and I’m going to be able to drive. After high school, I’d like to go by car to see all the countries in Europe for a few months.

Next, I want to study dentistry at the best university in England. Therefore, I need a little money for my studies. If I become a dentist, I can treat my family and friends for free, because the cost of dentistry in England is very high.

I also want to build an old people’s home, because I would like to help old and elderly people. I would like to bring my grandfather and grandmother from Iran so they can be near to us. Also, when my father and mother get old, I can look after them in my own old people’s home.

English Transliteration Persian Listen
Millionaire milyuner میلیونر
Chance shāns شانس
Luck bakht بخت
Lottery bakht āzmāyi بخت آزمایی
Draw / Raffle qor'e keshi قرعه کشی
He/she/it participates sherkat mikonad شرکت می کند
Optimistic khosh bin خوش بین
Winner barande برنده
Minimum haddeaqal حدّاقل
Maximum haddeaksar حدّاکثر
Half nesf نصف
Plan / programme barnāme برنامه
If agar اگر
Certificate / licence gavāhināme گواهینامه
Driving licence gavāhināme-ye rānandegi گواهینامۀ رانندگی
To drive rānandegi kardan رانندگی کردن
Dentistry dandān pezeshki دندان پزشکی
Education tahsil تحصیل
Relatives / family aqvām اقوام
Elderly sālmand سالمند
Old people's home khāne-ye sālmandān خانۀ سالمندان
Old (aged) pir پیر
Elderly mosen مسن
People afrād افراد
Person fard فرد
Loser bāzande بازنده
Need niyāz نیاز
I need niyāz dāram نیاز دارم
Condition shart شرط

ندا:     دیروز تو قرعه کشی برنده شدم.

آرش:  مبارکه. چی بردی؟

ندا:     یه ماشین.

آرش:  مگه گواهینامه داری؟

ندا:     نه. می خوام بفروشمش.

آرش:  با پولش چی کار می کنی؟

ندا:     یه ماه می رم مسافرت.

آرش:  کجا؟

ندا:     چندتا کشورِ اروپایی . اگه دوست داری، تو هم بیا.

 

Neda:    Yesterday I won a raffle.

Arash:   Congratulations. What did you win?

Neda:    A car.

Arash:   Do you have a licence though?

Neda:    No. I want to sell it.

Arash:   What will you do with the money?

Neda:    I’m going travelling for a month.

Arash:   Where?

Neda:    A few European countries. Come with me if you like.

 مریم:   خیلی خوشحالی. چی شده؟

نیک:   اگه دانشگاه قبول بشم، پدر بزرگم بِهم جایزه می ده.

مریم:   چی می خواد بِهت بده؟

نیک:   یه ماشین.

مریم:   حالا چه رشته ای می خوای بخونی؟

نیک:  دندان پزشکی.

مریم:   رشتۀ خوبیه. امّا هزینه اش خیلی بالاست.

نیک:   آره. امّا پدر بزرگم بِهم کمک می کنه.

مریم:   خوش به حالت. پدر بزرگت خیلی پولداره؟

نیک:   آره، میلیونره.

 

  

Maryam:              You’re very happy. What happened?

Nik:                      If the university accepts me, my grandfather will give me a prize.

Maryam:              What does he want to give you?

Nik:                      A car.

Maryam:              What subject do you want to study now?

Nik:                      Dentistry.

Maryam:              That’s a good subject. But it’s really expensive.

Nik:                      Yeah, but my grandfather will help me.

Maryam:              Lucky you. Is your grandfather very rich?

Nik:                     Yeah, he’s a millionaire.

Complete the sentences using the words available.
  • تحصیل
  • قرعه کشی
  • سالمندان
  • رشتۀ
  • گواهینامه

برادرم در .................... برنده شد.

بدون .................... نمی توانی رانندگی کنی.

خواهرم در .................... تاریخ درس می خواند.

مادربزرگم در خانۀ ....................  است.

برای.................... به اروپا رفتم.

Submit
Retry
Read the following statements about this lesson's main text and decide whether they are true or false.
True
False
پدرِ نویسنده میلیونر است
True
False
پدرِ نویسنده خوش بین است
True
False
دندان پزشکی در انگلیس رایگان است
True
False
نویسنده می خواهد دندان پزشکی بخواند
True
False
پدر بزرگ و مادر بزرگِ نویسنده در ایران هستند
Submit
Retry
Read the questions about this lesson's main text and choose the correct answer for each.
پدرِ نویسنده چه آرزویی دارد؟
می خواهد ماشین بخرد.
می خواهد گواهینامه بگیرد.
می خواهد میلیونر بشود.
پدرِ نویسنده برایِ اینکه میلیونر بشود چه کار می کند؟
درس می دهد
بلیتِ بخت آزمایی می خرد
در لندن زندگی می کند
پدرِ نویسنده می خواهد نصفِ جایزه را چه کار کند؟
به نویسنده بدهد
به خیریّه بدهد
به دانشگاه بدهد
چرا نویسنده الان نمی تواند رانندگی کند؟
زیرا گواهینامه ندارد
زیرا ماشین ندارد
زیرا پول ندارد
نویسنده می خواهد با ماشین چه کار کند؟
به خانۀ سالمندان برود
به دانشگاه برود
به همۀ کشورهایِ اروپایی برود
اگر نویسنده دندان پزشک بشود، چه کار می کند؟
در دانشگاه درس می دهد
دندانِ اقوام و دوستانش را به رایگان درمان می کند
پدر و مادرش را در خانۀ سالمندان می گذارد.
اگر نویسنده میلیونر بشود چه درست می کند؟
دانشگاه
خانۀ سالمندان
ماشین
Submit
Retry
Match each word with its antonym in the opposite column
جوان
حدّاکثر
بازنده
کم
مسن
حدّاقل
برنده
زیاد
Submit
Retry
Connect the words on the right with the words on the left to make meaningful Persian phrases
پزشکی
آزمایی
کشی
سالمندان
نامه
دندان
بخت
قرعه
خانۀ
گواهی
Submit
Retry
Connect the words on the right to the words on the left to create meaningful Persian phrases
دار
گاه
حال
مند
پول
دانش
خوش
سال
Submit
Retry
Find an answer from the left hand column for each question in the right hand column.
هشت میلیون پوند.
یک ماشین.
پول.
زیرا دوست دارد به افرادِ مسن کمک کند.
در خانۀ سالمندانِ خودش.
حدّاقلِ جایزۀ قرعه کشی چقدر است؟
نویسنده می خواهد چه چیز بخرد؟
نویسنده برایِ تحصیل رشتۀ دندان پزشکی چه نیاز دارد؟
چرا نویسنده می خواهد خانۀ سالمندان درست کند؟
نویسنده می خواهد از پدر و مادرش در کجا نگهداری کند؟
Submit
Retry
Match the words on the right with the words on the left to form meaningful sentences
پولدار می شوی.
چاق می شوم.
می توانیم رانندگی کنیم.
به آنها جایزه می دهیم.
در امتحان قبول می شود.
اگر جایزه را ببری،
اگر زیاد غذا بخورم،
اگر گواهینامه بگیریم،
اگر برنده بشوند،
اگر درس بخواند،
Submit
Retry
Having read dialogue 1, now match each question on the right, below, with an answer from the left
در قرعه کشیِ
یک ماشین.
آن را بفروشد.
زیرا گواهینامه ندارد.
یک ماه به مسافرت برود.
ندا در چه چیز برنده شد؟
ندا چه چیز برد؟
ندا می خواهد با ماشین چه کار کند؟
چرا ندا رانندگی نمی کند؟
ندا می خواهد با پولِ ماشین چه کار کند؟
Submit
Retry
Having read dialogue 2, now match each question on the right, below, with an answer from the left
پدربزرگش می خواهد به او جایزه بدهد.
اگر در دانشگاه قبول بشود.
یک ماشین.
پدربزرگش به او کمک می کند.
چرا نیک خوشحال است؟
به چه شرطی پدربزرگش به او جایزه می دهد؟
جایزۀ نیک چه خواهد بود؟
نیک هزینۀ دانشگاه را از کجا می آورد؟
Submit
Retry
Match the spoken forms on the right with the written forms on the left.
اگر در دانشگاه قبول بشوم،
می خواهم آن را بفروشم.
یک ماه به مسافرت می روم.
چه می خواهد به تو بدهد؟
پدر بزرگم به من کمک می کند.
اگه دانشگاه قبول بشم،
می خوام بفروشمش.
یه ماه می رم مسافرت.
چی می خواد بِهِت بده؟
پدر بزرگم بِهِم کمک می کنه.
Submit
Retry