21. On Saturdays I go to the Iranian School

21. On Saturdays I go to the Iranian School

 

من هفده سال دارم و با پدر، مادرو برادرم درلندن زندگی می کنم. از دوشنبه تا جمعه، مانندِ دانش آموزانِ دیگر به مدرسۀ انگلیسی می روم، امّا روزهایِ شنبه با برادرم به مدرسۀ ایرانیِ رستم در شمالِ لندن می روم و زبانِ فارسی می خوانم. خوشبختانه، مدرسۀ ما نزدیک است و پیاده تا آنجا می رویم، امّا هنگامِ بازگشت، مادرم با ماشین به دنبالِ ما می آید.

 

در مدرسۀ ایرانی دوستانِ زیادی دارم. صمیمی ترین دوستم نیک به همان مدرسه می آید. اسمِ اصلیِ او نیکان است. ما با هم به زبانِ فارسی حرف می زنیم. من و دوستم نیک عاشقِ موسیقی هستیم. نیک گیتارِ برقی دارد و در یک گروهِ موسیقی گیتار می نوازد. اسم گروه آنها بلک چریز (گیلاس های سیاه) است. آنها طرفدارانِ زیادی دارند. من هم آهنگ هایِ آنها را دوست دارم.

I am seventeen years old and I live with my father, mother, and brother in London. Like all other school children, I go to an English school from Monday to Friday, but on Saturdays I go with my brother to the Rustam Iranian School in North London and study the Persian language. Fortunately, our school is nearby and we walk there, but at home time my mother comes for us with the car.

I have lots of friends at the Iranian school. My best friend, Nick, goes to that same school. His original name is Nikan. We speak Persian together. My friend Nick and I love music. Nick has an electric guitar and plays guitar in a band. Their group is called The Black Cherries. They have loads of fans. I like their songs too.

English Transliteration Persian Listen
To read khāndan خواندن
I read mikhānam می خوانم
Close (friend) samimi صمیمی
To talk / To speak harf zadan حرف زدن
We talk harf mizanim حرف می زنیم
Lover ‘āsheq عاشق
To say goftan گفتن
They say miguyand می گویند
Guitar gitār گیتار
Electricity barq برق
Electrical barqi برقی
Group goruh گروه
To play (music) navākhtan نواختن
He/She plays (music) minavāzad می نوازد
Musical instrument sāz ساز
To play a musical instrument (sāz) zadan (ساز) زدن
He/She plays (a musical instrument) (sāz) mizanad (ساز) می زند
Cherry gilās گیلاس
Fan (supporter) tarafdār طرفدار
Song āhang آهنگ
Fortunately khoshbakhtāne خوشبختانه
(a period of) Time hengām هنگام
Return bāzgasht بازگشت
After (in pursuit of) be donbāl-e به دنبالِ
To come āmadan آمدن
He/she/it comes miāyad می آید
Never / not at all aslan اصلاً
Name nām نام

  مریم: سلام نیک چطوری؟

نیک:  سلام مریم. خوبم. تو چطوری؟

مریم:  منم بد نیستم. راستی کنسرت دیشب چطور بود؟

نیک:  خیلی خوب بود. هفتۀ دیگه هم برنامه داریم. می آی؟

مریم:  چه روزی؟

نیک:  جمعه. از ساعت ۷ تا ۹.

مریم:  آره حتماً. امروز از مامانم می پرسم.

نیک:  اشکال نداره. من خودم به مامانت می گم. اصلاً با اونا بیا. برای همه تون بلیت می گیرم.

مریم:  خیلی ممنون.

 

 

Maryam:        Hi Nik, how are you?

Nik:               Hi Maryam. I'm fine. How are you?

Maryam:        I'm not bad either. By the way, how was the concert last night?

Nik:               It was really good. We have planned something for next week too. Are you coming?

Maryam:        What day?

Nik:               Friday from 7 o'clock till 9.

Maryam:        Yeah definitely. I'll ask my mum today.

Nik:               It's no problem. I'll tell your mum myself. You can totally come with them. I'll get tickets for all of you.

Maryam:        Thanks a lot.

 

  خانم راد:  بچه ها سوار شین.

 مریم:      سلام مامان.

 نیک:      سلام خانم راد.

 خانم راد:  سلام. کلاس فارسی چه طور بود؟

 نیک:      خیلی خوب بود.

 مریم:      مامان نیک هفتۀ دیگه کنسرت داره.

 خانم راد:  چه روزی؟

 نیک:       جمعه خانم راد. شما هم لطفاً بیاین. من براتون بلیت می گیرم.

 خانم راد:   نه ما مزاحم نمی شیم. امّا مریم می آد.

 نیک:        شما هم حتماً بیاین. خوشحال می شم.

 خانم راد:  خیلی خوب، باشه.

 مریم:       آخ جون.

 

   

Mrs Rad:    Hop on board, kids.

Maryam:     Hi Mum.

Nik:            Hi Mrs Rad

Mrs Rad:     Hi. How was your Persian class?

Nik:            It was really good.

Maryam:    Mum, Nik's got a concert next week.

Mrs Rad:    What day?

Nik:            Friday, Mrs Rad. It would be great if you could come too. I'm getting tickets for you all.

Mrs Rad:     No, we wouldn't want to be a bother. But Maryam will come.

Nik:            You should definitely come too. I'd be really pleased.

Mrs Rad:     Alright.

Maryam:     Oh great!  

Listen again to dialogue 2 and arrange the lines of conversation below to reconstruct part of the conversation.
  • مامان نیک هفتۀ دیگه کنسرت داره.
  • چه روزی؟
  • جمعه خانم راد. شما هم لطفاً بیاین. من براتون بلیت می گیرم.
  • نه ما مزاحم نمی شیم. امّا مریم می آد.
  • شما هم حتماً بیاین. خوشحال می شم.
  • خیلی خوب، باشه.
Submit
Retry
Choose the correct word from the drop-down menus to complete each sentence.
Submit
Retry
Complete these sentences by dragging the correct words into the gaps.
  • طرفداران
  • کنسرت
  • صمیمی
  • عاشق
  • دنبال

این دانشجو ....................  زبان فارسی است.

من با این دوستم خیلی .................... هستم.

دوستم در ....................   گیتار می نوازد.

این گروه موسیقی ....................  زیادی دارد.

مادرم با ماشین به .................... ما می آید.

Submit
Retry
Read the text and decide which of the subsequent statements are true and which are false

من هفده سال دارم و با پدر، مادرو برادرم درلندن زندگی می کنم. از دوشنبه تا جمعه، مانندِ دانش آموزانِ دیگر به مدرسۀ انگلیسی می روم، امّا روزهایِ شنبه با برادرم به مدرسۀ ایرانیِ رستم در شمالِ لندن می روم و زبانِ فارسی می خوانم. خوشبختانه، مدرسۀ ما نزدیک است و پیاده تا آنجا می رویم. امّا هنگامِ بازگشت، مادرم با ماشین به دنبالِ ما می آید.

در مدرسۀ ایرانی دوستانِ زیادی دارم. صمیمی ترین دوستم نیک به همان مدرسه می آید. اسمِ اصلیِ او نیکان است. ما با هم به زبانِ فارسی حرف می زنیم. من و دوستم نیک عاشقِ موسیقی هستیم. نیک گیتارِ برقی دارد و در یک گروهِ موسیقی گیتار می نوازد. اسم گروه آنها بلک چریز (گیلاس های سیاه) است. آنها طرفدارانِ زیادی دارند. من هم آهنگ هایِ آنها را دوست دارم.

True
False
نویسنده تنها زندگی می کند.
True
False
نویسنده هر روز به جز آخر هفته به مدرسۀ انگلیسی می رود.
True
False
نویسنده با پدرش به مدرسۀ ایرانی می رود.
True
False
نام دیگر دوست نویسنده نیک است.
Submit
Retry
Read the text 'On Saturdays I go to the Iranian School' and answer the questions below
نویسنده در چه شهری زندگی می کند؟
کمبریج
لندن
مادرید
تهران
نویسنده روزهای شنبه چه کار می کند؟
به کنسرت می رود.
به سینما می رود.
به مدرسۀ ایرانی می رود.
گیتار می زند.
چرا نویسنده به مدرسۀ ایرانی می رود؟
تا با دوستانش بازی کند.
تا فارسی بخواند.
تا گیتار یاد بگیرد.
تا آهنگ بخواند
نام گروه موسیقی نیک چیست؟
بلک چریز
نیکان
گیتار برقی
باغ گیلاس
چرا نویسنده پیاده به مدرسۀ ایرانی می رود؟
زیرا ماشین ندارد.
زیرا با دوستش می رود.
زیرا دوستش را می رساند.
زیرا مدرسه نزدیک است.
Submit
Retry
Match each question (on the right) with the appropriate answer (on the left)
در شمال لندن.
مادرش
موسیقی
گیتار برقی.
فارسی
مدرسۀ ایرانی کجاست؟
چه کسی به دنبال نویسنده و برادرش می آید؟
نویسنده و دوستش چه چیزی دوست دارند؟
نیکان چه سازی می زند؟
نویسنده و دوستش به چه زبانی حرف می زنند؟
Submit
Retry
Match the spoken form Persian on the left with the equivalent sentence in written form Persian on the right
با اونا بیا.
اشکال نداره.
برای همه تون بلیت می گیرم.
می آی؟
به مامانت می گم.
سوار شید.
هفتۀ دیگه کنسرت داره.
نسیم می آد.
لطفاً بیاین.
براتون بلیت می گیرم.
مزاحم نمی شیم.
با آنها بیا.
اشکال ندارد.
برای همۀ شما بلیت می گیرم.
می آیی؟
به مامانت می گویم.
سوار بشوید
هفتۀ دیگر کنسرت دارد.
نسیم می آید.
لطفاً بیاید.
برایتان بلیت می گیرم.
مزاحم نمی شویم.
Submit
Retry

Let us know what you thought about this lesson